#عشق_مخفی_پارت_373
-بله
زنگ و زدم در باز شد
يه حياط بزرگ پر از دار و درخت!! و خلوت
شايان و اهتمام به سمت ورودي رفتن
من همونجا ايستادم كه اهتمام سرش و برام تكون داد و داخل رفت
حدود يه ساعت بود توي حياط بودم
بچه ها دنبالمون بودن بدون اينكه اهتمام بفهمه
همينطور داشتم فكر ميكردم كه ...
صداي گلوله شنيدم
romangram.com | @romangram_com