#عشق_مخفی_پارت_371

با حرص شلوارشو بالا زد

روي تخت نشستم روي ساق پاش كبود شده بود و دورش به قرمزي و سياه ميرفت

دستم و اروم روش گزاشتم كه لبشو گزيد!

بي اختيار گفتم:ولش كن

سرشو به معني يعني چي تكون داد!

-لبتو ميگم گاز نگير

با اخم گفت: اَي باووو اختيار لب خودمونم نداريم!!!

پوزخندي بهش زدم و گفتم:نشكسته ! ميگم ياسي خانم وسايل لازم و بياره و پوماد بزنه

ادرينا:انوقت شما دكتري؟

و با تخسي لبشو جمع كرد و كلشو بالا اورد

لبخندي كجي زدم و گفتم :ميگم ياسي خانم بياد

romangram.com | @romangram_com