#عشق_مخفی_پارت_347
-بيا تو
يكي از خدمه ها بود
-اقاي اهتمام گفتن بريد اتاقشون كارتون دارن
سرمو تكون دادم كه بيرن رفت
لب تاب و وسايل و برداشتم و به سمت اتاق اهتمام رفتم
**********************************
دو تا تقه به در زدم
اهتمام:بيا تو
داخل رفتم اشاره كرد بشينم رو صندلي
نشستم و گفتم:كارم داشتيم اقاي اهتمام؟
romangram.com | @romangram_com