#عشق_مخفی_پارت_346


خودت كه ميدوني اين قصه رو نميشه زياد كش داد!!!
در اين حالت شايگان هر روز قوي تر ميشه!!!

اهتمام:ظاهرا راهي نيست!بايد قبول كرد!! حالا كي؟

شايان:٢روز ديگه!! بايد قانعش كرد كه جنسا رو مأمورا برده!!!


اهتمام:باشه فقط بايد خيلي مواظب بود


دور بين و نگاه كردم كه شايان سرش و تكون داد و بيرون رفت!!!

هدفون و گزاشتم روي تخت و به فكر رفتم!!

اصرار زياد شايان مشكوك بود!!!

نكنه نقشه اي داره؟هع از اين شاياني كه من ديدم بعيد نبود!!!

همينطور داشتم فكر ميكردم كه كه صداي در اومد

romangram.com | @romangram_com