#عشق_مخفی_پارت_345
پرهام :ايلي جون مگه نگفتي كار داري ؟برو به كارت برس خدافظ
و سريع گوشي و قطع كرد!!!
ميدونست دعواش ميكنم!!!شماره ستاره رو نداشتم وگرنه شماره اونم بر ميداشت!!
لبخندي زدم !! پرهام اصن همچين آدمي نبود كه بخواد شماره بر داره حتما كار داشته باهاشون برعكس كارهاي پر شيطنتش پسر معقول و با شخصيتي بود با كسي هم زود گرم نميگرفت كه البته ادرينا و ستاره استثناء بودن!!
بيخيال شدم و هدفون و رو گوشم گزاشتم
صدا از اتاق اهتمام بود!!.....
شايان و اهتمام هردو تو اتاق اهتمام بودن
بيشتر دقت كردم:
شايان: فك نميكردم بترسي؟!!
اهتمام :نه اصلا پاي ترس نزار!!! مطمئنا حرف با شايگان به جاهاي خوبي نميرسه!!
شايان : نبايد ميدون و خالي كرد ! بايد يك بار براي هميشه از بين ببريمش!!
romangram.com | @romangram_com