#عشق_مخفی_پارت_298
و روي تخت نشست
از داخل كمد يه تيشرت مشكي برداشتم و بافت مشكيمو روش پوشيدم!!!
هوا تقريبا سرد بود و باروني!!!
به سمت ميز توالتم رفتم و موهامو شونه زدم ساعتمو دستم كردم
از عطرم به زير گردن و مچ دستام زدم!!!
از اينه به ادرينا نگاه كردم رو تخت نشسته بود و دوتا دستاش و تكيه گاهش كرده بود سرشو روي شونش كج كرد بود و با لبخند خواستني نگام ميكرد!!!
وقتي نگاهمو رو خودش ديد سرش و انداخت پايين!
لبخند كجي زدم و سوييچ و گوشيمو برداشتم
ايليا:بريم
از رو تخت پاشد و كيفشو برداشت
-بريم
romangram.com | @romangram_com