#عشق_مخفی_پارت_106


ايليا :


دنبالش دويدم نزديك بود بگيرمش كه يهو
از ديدم محو شدم

با نگراني صدا كردم:

-ادرينا...ادرينا...ادرينااا
يه قسمت خلوت بود پشت يه مغازه بود

اون سمت رفتم

صدا كردم :ادرينا..ادرين...

يه سايه از پشت ديدم

-احمق مگه نگفتم مواظب باش زود دختره رو ببر تو ماشين؟

يعني منظورشون ادرينا بود؟

romangram.com | @romangram_com