#عشق_مخفی_پارت_105
-خوشگل نيست نميخواممم
و بي توجه به جوابش گفتم :ايليا بريم
اولين باري بود كه بي دعوا اسمشو صدا ميزدم
با تعجب يه ابروشو بالا انداخت و راه افتاد سمت در
اه اصن ب من چه؟خب..خب.مثلا از دختره خوشم نيومد خواستم بشينه سر جاش اصن بخاطر ايليا نبود كه!!!
ايليا :من خيلي گشنمه اول بريم يه رستوران بعد بريم خريد كن
-اوك
به سمت رستوران رفتيم و نشستيم
خلاصه غذا سفارش داديم و شروع كرديم خوردن
الان وقت تلافي بود
دستم و دراز كردم كه نمك و بردارم از قصد دستم و زد به نوشابه كه نصفش ريخت رو ايليا
با قيافه مسخره اي گفتم:
-اوه أصلا حواسم نبود ،اِ نوشابه چرا نصف شد
با خبيثي سمتش رفتم و بقيه نوشابه رو ريختم رو لباس سفيد رنگش
ايليا:هي دختره منگل اين چه كاريه؟
زبونم و براش دراوردم و به سمت در فرار كردم
دنبالم افتاد پيچيدم تو يه قسمت خلوت كه يكي دستشو رو ي دهنم گزاشت و گفت:هيييييس حرف نميزني ك...
يهو بوي بدي پيچيد تو دماغم و بيهوش شدم...
romangram.com | @romangram_com