#اسارت_نگاه_پارت_188

-در این‌که با خوردنش اعتراف می‌کنی عالیه شکی نیست. حالا بگو ببینم امروز چطور بود؟

-یک روز معمولی مثل بقیه‌ی روزها.

-هیچ روزی مثل یک روز دیگه نیست!

-آره شاید، اما خیلی چیزها در اکثر روزها تکراری‌اند، برای همین بیشتر روزهای زندگی مثل هم معمولی‌اند.

نگاهش جدی شد و معترضانه گفت:

-این اصلا دیدگاه خوبی نیست که داری! حتی اگر یک اتفاق تکراری در دو روز مختلف برای یک آدم بیفته یا اون آدم یک کار تکراری رو در دو روز مختلف انجام بده، باز هم نمیشه گفت اون دو روز مثل هم بودند، چون هر کدوم از این دو روز، اون آدم یک حس متفاوت و مخصوص اون روز رو تجربه می‌کنه.

لبخندی کج از تحسین زدم و گفتم:

-می‌دونی ماکان تو یک مهارت بی‌نظیر داری!

نگاهش رنگ جدیت بیشتری گرفت اما در اوج جدیتش باز هم برایم آرامش‌بخش بود! سوالی نگاهم کرد و پرسید:

-چرا بحث عوض می‌کنی؟

-نمی‌خوای بدونی مهارت بی‌‌نظیرت چیه؟

-نه! اول می‌خوام جواب سوال خودم رو بدونم.

خنده‌ای کوتاه کردم و گفتم:

-جالبه! تو به جای این‌که از من بپرسی چرا ازت تعریف کردم، همه‌ی فکرت به اینه که چرا بحث عوض کردم!

-چون بحث مهمی بود!

-خب بعضی وقت‌ها نباید از چیزهای مهم حرف زد.

-اتفاقا همیشه مهم‌ها در اولویت‌اند!

romangram.com | @romangram_com