#الهه_شرقی_پارت_564

- نه عزيزم. معلومه كه نه.

در همان حال مايكل به طرف آنها آمد و در حالي كه عميق ترين نگاههايش را به چهره كيميا دوخته بود گفت:

- بايد بگم ميهمان اختصاصي رابين بي نظيره.

كيميا نگاهي به مايكل در هيبت دزدان دريايي با آن چشم بند مسخره انداخت و انديشيد اگر فقط يك نفر در اين جمع بزرگ درست لباس پوشيده باشد مسلماً همين مايكل است.

مايكل دوباره گفت:

- تو كه از من نمي ترسي؟

كيميا لبخندي زد و پاسخ داد:


romangram.com | @romangram_com