#الهه_شرقی_پارت_305

الين سر تكان داد و گفت:

- به چشمات شك نكن حودشه.

كيميا دوباره پرسيد:

- چرا اينطوري وايساده اونجا؟ به گمونم قراره آدم برفي بشه.

الين نگاهي به او كرد و گفت:

- وقتي مي گم زود باش سرما مي خورند به خاطر همينه ديگه.

كيميا با تعجب نگاهش كرد و پاسخ داد:


romangram.com | @romangram_com