#الهه_شرقی_پارت_124
- خب معلومه، با اون بلايي كه تو سرش آوردي اون اگه بتونه يه هفته ديگه از توي رختخواب بيرون بياد خيلي شانس آورده.
كيميا چشمهايش را تا آخرين حد گشود و گفت:
- يعني اون مريضه؟
- كسي كه توي اون هوا به خواست شما توي سن شنا كنه، نبايد مريض بشه؟
كيميا در پاسخ به لبخند پر معناي الين، چيني به پيشاني انداخت و گفت:
- من ازش نخواستم بپره توي رودخونه، خودش خواست.
- خيلي خوب، ناراحت نشو. منظوري نداشتم... دوست داري به ديدنش بريم:
romangram.com | @romangram_com