#الهه_شرقی_پارت_116

- اين شيطون تمام جاهايي رو كه ممكنه من و الين بريم، مي شناسه.

رابين با خنده گفت:

- فكر كردم قايق سواري اين طوري براتون دلچسبتره.

كيميا با تعجب تكرار كرد:

- قايق سواري؟!

رابين اجازه نداد او حرف ديگري بزند و با عجله گفت:

- خب ديگه بريم اسكله.


romangram.com | @romangram_com