#الهه_شرقی_پارت_115
الين به رابين كه همراه ديويد به سوي آنها مي آمد اشاره كرد و گفت:
- فكر نمي كردم راست بگه... چطور شد تصميم گرفتي گردش كني؟
كيميا خنديد، ولي قبل از آن كه پاسخي بدهد، صداي رابين در گوشش طنين انداخت:
- بفرما! اينم دوست شما. تمام پاريس رو دنبال اين دوتا گشتم.
كيميا نگاهي به ساعتش كرد و گفت:
- تمام پاريس؟ اونم تو كمتر از يك ساعت؟
به جاي رابين، ديويد پاسخ داد:
romangram.com | @romangram_com