#احساس_آرام_پارت_54
_راست میگی؟ به منم یاد می دی چطور باهاش کار کنم؟
فرهاد لبخندی زد و گفت:
_البته
_خیلی ممنـــــون، واقعا ممنونم. حالا کی به من یاد می دی؟
_هر وقت كه بخوای.
شیرین برگشت و خیلی سریع به کنار برادرش و تلسکوپ رفت و رو به فرهاد گفت:
_ همین الان، همین الان
_الان که شروین داره آسمونو تماشا می کنه.
شیرین مصرانه گفت:
romangram.com | @romangram_com