#احساس_آرام_پارت_474
بازپرس با آرامش سری تکان داد و گفت:
_صبور باشین، همه چی درست میشه، با اجازتون باید زودتر برگردیم ستاد
شیرین هم با عجز سری تکان داد و کنار رفت، شایان لبخند دلگرم کنندهای به رویش پاشید و گفت:
_پیغامی برای این پسر عاشق ما نداری؟!
این را برای کم کردن هیجان و استرس شیرین پرسیده بود، موفق هم شد؛ شیرین سرش را با خجالت پایین انداخت و لبش را به میان دهانش کشید و گاز گرفت، لبخند دلنشینی زد:
_نه! پیغام نه! اینبار میخوام همه حرفامو رو در رو بهش بگم
شایان با لبخند سرش را تکان داد و با خداحافظی کوتاهی از شیرین جدا شد
***
مراحل اداری شناسایی شخص سوم با تحقیقات بازپرس ویژه قتل به سرعت طی شد، ساعت ورود و خروج فرهاد و غیبت دوساعتهاش خارج از خانه و نفر سومی که با شناسایی چهره مشخص شد یک مجرم سابقه دار و پسرعموی مقتول بوده است. اینطور که در فیلم معلوم بود، ده دقیقه بعد از اینکه فرهاد ماشین را به داخل خانه میبرد و از خانه خارج میشود، قاتل و مقتول از بالای در وارد خانه میشوند، درست یکساعت قبل از ورود دوباره فرهاد، فقط یکنفر از آن دو به تندی و دستپاچه از منزل فرهادی خارج شد، که در نظر پزشکی قانونی، قتل در همان ساعت رخ داده بود.
romangram.com | @romangram_com