#احساس_آرام_پارت_473

_خب خداروشکر، خانواده‌ی آقای فرهادی خانواده‌ی بسیار آبرومندی هستند! این پسر هم پسر همین خانواده است، مردی متین و آرام و نجیب، خوشحالم که تونستیم کمکی کنیم

بازپرس با تشکری دوباره به همراه شایان از آنجا خارج شد، شیرین که به همراه ستاره خانم هنوز دم در خانه منتظر بودند با دیدن شایان خودش را به سرعت به آنها رساند و گفت:

_خب چی‌شد؟! فیلم رو دیدین؟! فرهاد بی‌گناهه؟! مگه نه؟! بگین که اون کاری نکرده! تورو خدا حرف بزنین، آقا شایان چرا ساکتی؟!

بازپرس لبخندی زد و در جواب دختر جوان که عجولانه می‌خواست جواب تمام سوالاتش را همین الان دریافت کند گفت:

_عجله نکن دختر جان! تا حدودی مطمئن شدیم بی‌گناهه، ولی باید بیشتر تحقیق کنیم! برای اینکه خیالت راحت بشه باید بگم نفر سومی هم وارد این خونه شده...

دستش را به سمت منزل فرهاد دراز کرد و نگاهش را به ساختمان دوخت و ادامه داد:

_به احتمال زیاد اون شخص هم‌دست مقتول بوده، باید بیشتر پیگیری کنیم، باید پیداش کنیم و بفهمیم کی بوده و چیکار کرده؟!

شیرین میان خوشحالی و غم درگیر بود نمی‌دانست خوشحال باشد از اینکه این فیلم نشان می‌داد که نفر سومی هم در منزل حضور داشته یا ناراحت باشد که هنوز هم از فرهاد رفع اتهام نشده، با لبخندی محو قدمی پیش گذاشت و گفت:

_من به مردان قانون کشورم اعتماد دارم! می‌دونم حقی از بی‌گناه ضایع نمی‌شه، فقط خواهش می‌کنم زودتر ثابت کنین که فرهاد من بی‌گناهه، فرهاد خیلی سختی کشیده این یکی دیگه در توانش نیست، کمکش کنین زودتر از این منجلاب خلاص بشه آقای بازپرس


romangram.com | @romangram_com