#احساس_آرام_پارت_471
مرد با اطمینان سر تکان داد:
_ بله حتما، از همکاری برای کمک به آقای فرهادی دریغ نمیکنم
شایان دست دراز کرد:
_ نمیدونم چقدر طول بکشه؟ لطفا تا اومدن مامورها خونه رو ترک نکنید.
مرد همسایه اطاعت کرد و شایان بدون فوت وقت به سمت آگاهی حرکت کرد. شیرین و ستاره خانم همچنان از پشت پنجره بیتابانه منتظر اقدامات شایان ماندند.
چهار، پنج ساعت بعد که برای شیرین و ستاره خانم به اندازهی یک عمر گذشت، ماشین مامور آگاهی و متعاقبش ماشین شایان مقابل خانهی همسایه توقف کرد. بار دیگر شیرین و ستاره خانم خود را به آنها رساندند، ستاره خانم دستپاچه از بازپرس پرسید:
_ جناب حالا بیگناهی پسرم ثابت میشه؟
بازپرس او را به آرامش دعوت کرد و اول به ستاره خانم، و بعد رو به مرد همسایه گفت:
_ جواب این سوالات بعد از دیدن اون فیلم مشخص میشه! ممکنه مارو راهنمایی کنین؟!
romangram.com | @romangram_com