#احساس_آرام_پارت_470

_ بله، بفرمایید!

شایان مودبانه سلام کرد و گفت :

_اگر ممکنه چند لحظه تشریف بیارین جلوی در

مرد با تردید مکثی کرد و سپس جواب داد:

_الان میام

دقایقی بعد همان مرد میانسال روبه روی شایان ایستاده و در مورد اتفاق آن‌شب از زبان شایان همه داستان را شنید، وقتی شایان از او پرسید که آیا دوربین منزلش در این مدت روشن بوده است؟! پاسخ شنید:

_ بله، چون اینجا نبودیم این دوربین باید روشن می‌بود! هر هفته هم برادرزاده ام می‌اومد و دوربین رو چک می‌کرد، می‌خواین فیلمش رو ببینین؟! باورم نمی‌شه این اتفاق تو همسایگی‌مون افتاده! آقا فرهاد رو که همه می‌شناسن! جوون خوب و سر به زیری هستن! محاله این کار رو کرده باشن

شایان سری در تایید حرفش تکان داد و گفت:

_ پس شما الان آمادگی حضور مامورین رو دارین؟


romangram.com | @romangram_com