#احساس_آرام_پارت_462

کدام یک از خانواده‌ی فرهادی می‌دانستند که طرح این سوال چه دردسری را با خود در پی دارد؟!

فرهاد در جواب پدرش سری به نشانه‌ی تاسف تکان داد:

_ گفتم شب‌تون رو خراب نکنم، شما چرا اینقدر دیر کردید؟

آقا وحید نگران به جسد نگاه کرد:

_ چه می‌دونستیم اینجا چه خبره؟ داشتیم شروین رو تا خونه‌اش همراهی ‌می‌کردیم که زنگ زدی اومدیم، به بچه ها هم گفتیم تو ترافیک موندیم اونا برن منتظر ما نشن...

صدای بازپرس ویژه‌ی قتل، کلامش را برید:

_ شما چه ساعتی به خونه اومدید و جسد رو دیدید؟

فرهاد به طرف بازپرس برگشت:

_ نمی‌دونم ساعت رو نگاه نکردم


romangram.com | @romangram_com