#احساس_آرام_پارت_440

_نه عمه ‌ات خیلی خیلی خیلی خوشگله، ولی تو هنوز به سن عمه‌ات نرسیدی، بزرگ که بشی مثل عمه‌ات خوشکل می‌شی

سلاله اخمی کرد و رو به شیرین گفت:

_عمه مگه من خوشگل نیستم؟! ببین لباسمو! لاک قرمز هم زدم، پس چرا عمو می‌گه تو خوشگل‌تری؟!

شیرین با صدایی مرتعش و خجالتی جواب داد:

_عمو شوخی می‌کنه عزیزم، تو هم خیلی خوشگلی! مگه می‌شه عروس کوچولوها خوشگل نشن؟!

سلاله که احساس می‌کرد مسابقه‌ی مهمی را برده است رو به فرهاد که زل زده به چشمان خجالت زده‌ی شیرین بود گفت:

_دیدی عمو؟! منم خوشگلم! تو قشنگ ندیدی، دوباره ببین!

وقتی عکس العملی از فرهاد ندید دست کوچک‌اش را به زیر چانه‌ی فرهاد برد و صورتش را به سمت خود چرخاند و تکرار کرد:

_ عمو ببین! بگو که منم خوشگلم!


romangram.com | @romangram_com