#احساس_آرام_پارت_420
_ وقت داری حرف بزنیم؟!
شیرین سرش را تکان داد و جواب داد:
_البته، حرف بزنیم، بشینیم تو آلاچیق یا بریم بالا؟!
دستش را که به سمت آلاچیق گرفته بود پایین آورد و منتظر جواب برادرش ماند، شروین نگاهی به آلاچیق انداخت و گفت:
_ بریم تو آلاچیق، هوا خوبه!
شیرین مهربان خندید:
_ پس بریم!
روبه روی هم نشسته بودند و شیرین منتظر بود تا برادرش لب باز کند:
شروین دستی به صورتش کشید و نفسی گرفت:
romangram.com | @romangram_com