#احساس_آرام_پارت_411

چشمان‌اش را محکم بست و گفت:

_اگه قبول نمی‌کرد مطمئن می‌شدم دوسم داره و هر طوری شده اون رو به سمت خودم می‌کشیدم ولی این نشون می‌ده اصلا علاقه ای به من نداره ساسان...

ساسان کنارش نشست و این‌بار آرام گفت:

_اون برای نشون دادن علاقه‌اش به تو داره ریچارد رو قبول می‌کنه فرهاد،می‌فهمی؟! کارت اشتباه بود...

_ خودم می‌دونم، ولی اگر ذره ای هم به من علاقه داشت زن کسی دیگه‌ای نمی‌شد، این‌طور نیست؟!

با نگاهش به ساسان التماس می‌کرد که حرف‌اش را رد کند، ولی ساسان سرش را پایین انداخت و هیچ نگفت! فرهاد خنده تلخی کرد و ادامه داد:

_دیدی؟! توام حرف منو قبول داری...

ساسان به مبان حرف‌اش پرید:

_ اگر تورو دوست داشته باشه ولی به‌خاطر تو بهش جواب مثبت بده چی؟! فرهاد دست دست نکن، برو ایران نذار زنش بشه


romangram.com | @romangram_com