#احساس_آرام_پارت_41

- سركاره! تماس گرفتم گفتم مهمون داريم احتمالا يه كم دیگه باید سر و كله اش پیداش بشه.

شروين با شيطنت گفت:

_حالا ب خاطر ما از كار بيكار نشه عمو.

_خدا نكنه مادر، اين حرفا چيه؟

شروين رو ب مادرش جواب داد:

_شوخي ميكنم مامان.

نسترن سري جنباند و جوابي نداد عمو خنديد و گفت:

_بي خيال زن داداش،سخت نگيريد

-حالا كي مياد عمو؟ لااقل حرفو عوض كنم سرم بيشتر از اين به باد نره.


romangram.com | @romangram_com