#احساس_آرام_پارت_396

مینا خانوم ابرویی بالا انداخت و گفت:

_ خب باز کن، زشته پشت در نگهش داشتی

شیرین من منی کرد و زیر چشمی نگاهی به مادرش کرد و گفت:

_آخه آقاست مامان، خانم نیست، در ضمن انگلیسیه

مینا خانم جواب داد:

_عیب نداره باز کن

شیرین آیفون را برداشت و رو به ریچارد که فکر می‌کرد کسی خانه نیست و قصد داشت برود گفت:

_ سلام ریچارد! تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟!

ریچارد لبخند دندان نمایی به لب آورد و با ذوق گفت:


romangram.com | @romangram_com