#احساس_آرام_پارت_358
ابروانش را بالا داد و نشست و دو دستش را در هم قفل کرد و رویش را به سمت شیدا گرفت و منتظر جوابش ماند، شیدا گفت:
_ خبرا که پیش جیک جیک مستون شماست آقا ساسان، حالا ما هر خبری هم بخواهیم خبری که دست شماست نمیشه که، اصلا نمیدونیم چه خبریه؟
ساسان یک طرف لبش را بالا کشید و لبخند کجی زد و با انگشت اشاره اش کنار ابرویش را خاراند:
_ خب شما چه خبری دوست دارین بشنوین؟ ما که خبرنگار نیستیم ولی خبری که شما دوست دارین روایت میکنیم
شیدا قهقهه ای زد و لبهایش را جمع کرد:
_ من ترجیح میدم خبری که شما دارین رو بگین نه خبری که ما دلمون میخواد.
قبل از اینکه ساسان حرفی بزند فرهاد کلافه گارسون را صدا زد و تقاضای یک لیوان آب کرد، بعد رو به ساسان گفت:
_ تمومش کن
ساسان معترض دستهایش را از هم باز کرد:
romangram.com | @romangram_com