#احساس_آرام_پارت_338
_ چقدر خوب؟! وقتی اون هست نمیتونیم راحت با هم صحبت کنیم
شیرین با تعجب نیم نگاهی به او کرد و پرسشگرانه لبخندی زد، ریچارد سرش را کمی جلو آورد و ادامه داد:
_ خیلی بداخلاقه
بعد شانهاش را بالا برد و ادامه داد:
_ زیاد از من خوشش نمیاد
شیرین نگاهش کرد و پروندهای را که در دست داشت بست، ریچارد چشمکی زد و منتظر جواب شیرین ماند، ولی شیرین به سمت میزش حرکت کرد و روی صندلی نشست، ریچارد که منتظر پاسخ شیرین بود، روی میز نشست و به شیرین زل زد:
_ مثل اینکه حالت خوب نیست، اون گودزیلا باز چیزی بهت گفته اینجوری ناراحتی؟!
شیرین چشمانش را محکم بسته و باز کرد و جواب داد:
_ فرهاد خیلی هم پسر خوب و خوش اخلاقیه، اگر گاهی بدخلقی میکنه تقصیر خودمه، که اونم دلایلی داره، در ضمن در مورد اون اینجوری صحبت نکن ریچارد...
romangram.com | @romangram_com