#احساس_آرام_پارت_331

_ خب اگر مهم نیست بگو من هم بدونم، فرهاد چیزی نمی‌گه، تو هم که یهو حالت عوض شد، می‌شه بگین این چیز غیر مهم چیه؟!

ساسان از کنجکاوی شیرین خنده‌اش گرفت، اما آن را فرو خورد و فقط طرح لبخندی محو روی لب نشاند:

_ آخه تو چرا اینقدر کنجکاوی؟

ابروهای شیرین بالا رفت و سری تکان داد:

_ اولش کنجکاوی نبود، نگرانی بود! اما با جواب فرهاد شد کنجکاوی!

ساسان چشمانش را ریز کرد و از گوشه‌ی چشم به شیرین نگاه کرد و به شوخی با لحنی بازجویانه گفت:

_ تو که گفتی فرهاد حرفی نزده!...

شیرین به پشتی مبل تکیه داد:

_ حرفی که من ازش سر در بیارم نزده، فقط گفت درد مشترک، عشق! خب تو باشی کنجکاو نمی‌شی؟


romangram.com | @romangram_com