#احساس_آرام_پارت_300
_میتونم بیام تو؟!
شیرین این بار به چشمانش نگاه کرد و با تردید جواب داد:
_ بیا
فرهاد پا پیش برد و دستش را از دستگیره ی در جدا کرد ، دست دیگرش را که پشت دیوار با بسته کوچکی نگه داشته بود به داخل اتاق کشید و گفت:
_مزاحم نیستم؟! برای شام هم پایین نیومدی!
شیرین در حال بازی کردن با انگشتانش جواب داد:
_ گشنهام نبود، نه مزاحم نیستی بیا تو
فرهاد نگاهی سرسری به دور تا دور اتاق انداخت و گفت:
_میخوام باهات حرف بزنم
romangram.com | @romangram_com