#احساس_آرام_پارت_257
_بله خیلی بهترم، فقط نمیدونم کی از اینجا خلاص میشم.
ساسان کف دستهایش را به هم چسباند و بین زانوهایش قرار داد:
_دیگه صدات هم خسخس نمیکنه، با همین فرمون پیش بریم انشاالله به زودی مرخص میشی
شیرین خندید، ساسان دستش را پشت سرش کشید:
_البته اگه طبابت من رو بخوای اینجوری تشخیص میدم
صدای خندهی شیرین اینبار بلند تر به گوش رسید:
_کاش میشد روی طبابت شما حساب کرد!
ساسان سرش را بالا گرفت و افسوسوار پرسید:
_اِ؟ نمیشه؟ دکترم ها... فقط نظام پزشکیم هنوز نیومده. تا حالا هر چی طبابت کردم جواب داده
romangram.com | @romangram_com