#احساس_آرام_پارت_242

_ای جونم برادر، مزاحم خلوتت شدم ها، ببخشید

و سرش را کج کرد و با لبخند به فرهاد نگاه کرد، فرهاد به سمت سینک رفت و گفت:

_تو هیچوقت آدم نمی‌شی.

ساسان بلند خندید و گفت:

_آخه مگه فرشته آدم می‌شه که من بشم؟!

فرهاد خنده اش گرفت:

_ به به می‌بینم که تغییر جنسیت دادی، اسمتم خیلی خوشگله

و با صدای بلند قهقه زد. ساسان که حسابی رو دست خورده بود لب و لوچه ایی آویزان کرد:

_خیر قربان، بنده از هر مردی مرد ترم، منظورم فرشته های آسمانیه، اینکه ذهن تو چقد منحرفه به من مربوط نیست


romangram.com | @romangram_com