#احساس_آرام_پارت_241
مثل پسر بچه ای خرابکار سرش را خاراند و خودش را برای فرهاد لوس کرد
- عمو ببخشد یادم رفت ببرم، حالا من که جیک جیک می کنم برات بذارم برم؟!
ابروهای فرهاد بالا پرید:
- اگه من خونه نبودم چی؟ اونوقت میخواستی چیکار کنی؟
ساسان بیخیال شانهای بالا انداخت وگوشهی لبهایش را پایین کشید:
- خونه نبودی مسلما پیش شیرین بودی.
و سرش را کج و از بالای چشم به فرهاد نگاه کرد و ادامه داد:
- بالاخره کفتر جلدشی
فرهاد سری تکان داد و به سمت آشپزخانه حرکت کرد و ساسان هم به دنبالش روانه شد. با رسیدن به در آشپزخانه ساسان با شنیدن آهنگی که پخش میشد سوتی کشید و گفت:
romangram.com | @romangram_com