#احساس_آرام_پارت_222

_بله بابا من خوبم، یکی از دوستام...

آقا وحید حرفش را قطع کرد:

_برای ساسان اتفاقی افتاده؟!

_ نه بابا جان، ساسان خوبه، فقط...

مینا که شاهد مکالمه تلفنی وحید با فرهاد بود تلفن را از دست شوهرش کشید و نگران پرسید:

_فرهاد؟! مامان حالت خوبه؟! چی شده؟!

فرهاد با شنیدن صدای مادرش خود را لو رفته پنداشت، بنابراین سلامی کرد و گفت:

_من خوبم مامان جان، چیزی نشده یکی از دوستام...

_یکی از دوستات چی؟ توکه به جز ساسان اونجا دوستی نداری. راستشو به من بگو پسر، نصف جون شدم


romangram.com | @romangram_com