#احساس_آرام_پارت_216

به انتهای راهرو رسیدند، اینبار شیرین با سه در مواجه شد و همچنان سردرگم منتظر بود تا فرهاد در اتاقش را باز کند و او با پناه بردن به آنجا از گلوله‌های توهین و تحقیر فرهاد در امان باشد.

فرهاد در وسط انتهای راهرو را باز کرد:

_اینجا سرویس بهداشتیه

و به در سمت راست اشاره کرد:

_این هم اتاق توئه

دست شیرین روی دستگیره‌ی اتاق نشست، اما قبل از اینکه آن را به پایین بکشد صدای فرهاد مانع شد. اتاق روبرو را نشان داد:

_این هم اتاق منه. کار داشتی من اینجام

شیرین دستگیره را پایین کشید و در چشم‌های فرهاد زل زد:

_هیچ کاری باهات ندارم که بخوام بدونم اتاقت کجاست!


romangram.com | @romangram_com