#احساس_آرام_پارت_173

ستاره متعجب از تلاش این زن با چشمانی گرد شده پرسید:

_یعنی تا این حد بیماریش پیشرفت کرده؟

مهتاج خودش را جلو کشید:

_وخیم نیست ولی احتمال داره بدتر بشه. امکانات اونجا بیشتره، درمانش سرعت بیشتری می گیره.

ستاره مغموم و با صدایی آهسته گفت:

_پس من به باباش اطلاع بدم، باید بدونه...

شیرین غمگین حرف مادرش را قطع کرد و دوباره گفت:

_مامان برای بابا مهم نیست چه بلایی سر من میاد، بیخود خودتو خسته نکن خوب می‌شم

ستاره اخمی کرد، صدایش بالا رفت و جواب داد:


romangram.com | @romangram_com