#احساس_آرام_پارت_132

_تو همیشه عزیز منی بابا. ولی این شکر پنیر منم جای خودشو داره حسود خانم.

سلاله رو به پدربزرگش گفت؛

_حسودی یعنی چی بابایی؟!

صدای شلیک خنده جمع به هوا برخواست که سلاله را مات و مبهوت کرد. آقا سعید با خنده جوابش را داد؛

_حسود یعنی عمه ات عزیزدلم.

شیرین پوفی کشید و گفت:

_عموم که اومد میگم حساب شمارو برسه که برای من رقیب نتراشید.

سلاله رو به عمه اش گفت؛

_عمه رقیب یعنی چی؟!


romangram.com | @romangram_com