#احساس_اشتباهی_پارت_301
یاد پیامک دیشبم افتادم
درجلورو بازکردم نشستم سلامی زیرلب دادم 1 8
_ سلام
چرا زحمت کشیدی اومدی دنبالم ؟
نگاه زیرچشمی انداخت
_ اگه گوشیو روشن می کردی مجبور نبودم این همه راه و بیام
رومو اونور کردم
_ کسی مجبورتون نکرده
_ بله کسی مجبورم نکرده اما نمیدونم چرا آدما بی مسئولیت شدن و
گوشیو خاموش میکنن
حرفی نزدم یعنی حرفی نداشتم بزنم
گازی به لقمهام توی دستم زدم
لقمه اولیام رو خوردم
دومی رو شروع کردم بدون اینکه بهش تعارف کنم
یهو ماشین و گوشهی خیابون پارک کرد
ترسیده به صندلی چسبیدم ولقمه نصفش دهنم بود و نصفش بیرون
خمشد روم فاصله ی بینمون قد همون لقمه ی توی دهنم بود
متعجب نگاهی بهش انداختم که سرش و خم کرد....
1 79_
هردو خيره ي هم بوديم. 1 9
یهو سرش و خم كرد روی صورتم .
لحظه اي نوك دماغ هامون بهم خورد
لقمه اي كه نصفش توی تو دهنم بود رو گازي زد.
شوكه و متعجب نگاهي بهش انداختم.
چشمكی زد و صاف سرجاش نشست.
romangram.com | @romangram_com