#احساس_اشتباهی_پارت_166

_مگه آقا قبلا کجا زندگی می کرد؟
خندید: 3 1
_آقا چیه دختر جان تو باید بگی پدرم، میدونم سخته اما کم کم باید عادت
کنی
حتما می دونی که پدرت مریضه؟
_بله میدونم. گفتین قبلا کجا بودن؟
_آقا پسر یکی از خان های بزرگ بودن و بعد از مرگ پدرشدن شدن خان
اون منطقه.
اما منم نمیدونم که چه اتفاقی افتاد که همه چیو سپرد به برادرشون و تنها
راهی تهران شدن.
شما مادر من و دیدین ؟
+نه دخترم من وقتی تو این خونه اومدم اقا تنها زندگی میکردن
از روی میز بلند شدم.
_ممنون آتیه جون. فقط یه چیزی میتونید برام یه کمک پیدا کنید تا دستی
به سر گوش این خونه بکشم برای روحیه پدرم خوبه.
_چشم دخترم، برای بعد از ظهر خوبه؟ آقا هم خونه نیستن تا آخر شب.
بشکنی زدم.
_عالیه
و از آشپزخانه بیرون اومدم.
چرخی توی خونه زدم.
اگه بابا سی سال پیش اومد تهران پس چطور با مادرم آشنا شد در حالیکه 3 2
من بیست و پنج سالمه...
چطور اتیه مامان من و ندیده ...
سری تکون دادم و لباسم و توی کمد چیدم...
اتیه برای ناهار صدام زد و رفتم پاین

romangram.com | @romangram_com