#احساس_عجیب_پارت_92
- فکر کنم شما هم ميخواستين برين ديگه مزاحم نميشم
رو کرد به طاها و ادامه داد
-طاها جان کاري باري داداش ؟؟!
طاها:لطف کردي داداش خوش حال شدم ديدمت
روهان:همچنين خدافظ همگي
دستمو به علامت باي باي تکون دادم و با نيش باز گفتم
-اووووودافزززززز
طاها رو کرد به منو پري
طاها: خوب ديگه سوار شيد تا دير نشده ..
منو پري بدون حرف سوار شديم و طاها راه افتاد تا خود مزون با پري و طاها فک زديم و خنديديم اصلا نفهميديم مسير چطوري طي شدددد؟؟؟!!
*****
با هيجان نگاهي به دور و اطرافم انداختم
حيف آبروم ميره وگرنه يه سوت جانانه ميزدم جگرم حال بياد چه مزون باکلاسي چه همه خووووشتيپن فک کنم فقط من اينجا وصله ناجورم ..
طاها رفته بود با مامان دوستش علي حرف بزنه پري هم مشغول ديد زدن لباسا بود منم که داشتم تو ذهنم مدل لباسا رو عوض ميکردم وتصورشون ميکردم که اگه کوتاه باشه بهتره يا اگه اون لباسه يه آستين داشته باشه خيلي شيک تره واس اون لباس هم يه کمربند شيک باس ميدوختن فک کن اگه پشت اون لباس باز ميبود چقد شيک ميشد ؟!
خلاصه که درگير بودم و يادم رفته بود واسه چي اومدم داشتم واسه خودم مدل لباسا رو عوض ميکردم و حواسم اصلا به روبروم نبود که يهو گومب خوردم به يه نفري و نزديک بود پخش زمين بشم که دستمو به ديوار گرفتم و نيوفتادم سرمو بالا گرفتم
خورده بودم به يه دختره سانتال مانتال ولي خدارو شکر ناخوناش نشکست فقط کيفش از دستش افتاد چشم غره اي بهم رفت و خم شد کيفشو برداشت صاف ايستاد و منتظر به من نگاه کرد لابد منتظر بود من ازش معذرت بخوووام
ولي کورخونده بود
دختره يه کم ديگه هم منتظر وايستاد و وقتي ديد منم مث بز کوهي فقط نگاش ميکنم گذاشت رفت پشت سرشم يکي از پرسنل فروشگاه که يه عالمه لباس دستش بود که احتمال ميرفت مال همين دختره باشه دنبالش راه افتاد رفت نگاهمو دور فروشگاه چرخوندم که يهو چشمام از خوشي برق زد
خودشه به سمتش رفتم لامصب هر چشمي رو خيره ميکرد يه پيراهن آستين حلقه اي بلند به رنگ آبي که بالاي لباس پر سنگ و نگين بود که هر کدومشون پروژکتور ميدادن لامصبااا زير سينه اشم کمربند ميخورد و از اونجا به بعد دامنش کلوش بود جنسشم از حرير بود انگاري پنجاه متر حرير توش به کار بردن يه چاک بزرگ هم سمت راستش داشت که مدلشو خيلي قشنگ تر کرده بود رو کردم به يکي از کارکناي اونجا و گفتم
-ببخشييد ميخواستم اينو پرو کنم ..
برگشت نگاهم کرد و با لبخندگفت
دختره:بله حتما
يه نگاهي به هيکلم انداخت و گفت
romangram.com | @romangram_com