#احساس_عجیب_پارت_51

حس کردم دود از کلم بلند ميشه

-رايان نگووووو بگو پسره ي سياسوخته بگو تازه به دوران رسيده نگوووو رايان بگو جنگلي آمازوني بگو لنگ درازه بيخاصيت نگوووورايان.....

پريد وسط حرفو گفت

محيا:خوبالاااااا سرمو بردي قشنگ بگو چي شد ؟؟؟

جريانو واسشون گفتم محيا هر دقيقه تعجبش بيشتر ميشد...در آخر گفت

محيا:يعني تو نميدونستي ؟؟؟

بيخيال گفتم

-چيو ؟؟؟

محيا:اينکه رايان يه سوپر مدله تازه شرکت مد هم داره

تا خواستم دهن باز کنم حديث پريد وسط حرفم

-ببينم منظورتون از رايانو سوپر مدلو اينا احيانا رايان اميري که نيست ؟؟؟

محيا :اوهوم خودشه



گيج و منگ زل زدم بهشون

سر در نمياوردم يعني چي که شرکت مد داره سوپر مدله ...گفتم

-منو اسکل کردين اينکه مال اين حرفا نيست

حديث مشتي به کمرم زد بعد خودشو به غش و ضعف زد و گفت

حديث:واي ساااااارا من غشششششششش آخه تو چقدر بي لياقتي دختر رايان اميري فکر کن خدا راياااااان



خدا ميدونه چقدر از لوس بازياي حديث بدم ميومد ولي به خاطر اينکه دوستيمون به هم نخوره ترجيح دادم فقط نگاش کنم

زمزمه وار گفتم

-پس همون بود انقدر با دقت طرحامو نگاه ميکرد ....

اينبار محيا زد تو سرم و گفت

محيا :آره اسکل خان آبرومو بردي بعدم ميدوني اون واسه منو تو چه کارايي ميتونه بکنه کم کمش اينه مارو به يکي از شرکتهايي که تو ايران ميشناسه معرفي کنه اون کافيه لب تر کنه ...با اون اعتباري که اون داره نونمون تو روغن بود البته اگه شما گند نميزدي ...


romangram.com | @romangram_com