#احساس_عجیب_پارت_145

با دستم علامت بزرگ رو نشون دادم و ادامه دادم



-ولي به نظرم يه جوجه ي زشت باشي خيلي بهتره که يه گودزيلا گنده باشي که چهار متر طولشه و سه مترم عرضش ...



عصبي بهم نگاه کرد...لبهاش تکون خورد ...خواست چيزي بگه اما منصرف شد و با عصبانيت ماشينو راه انداخت



درسکوت کامل مسيرو تا خونه طي کرديم رايان ماشين و جلوي در خونمون نگه داشت و منتظر به من چشم دوخت



پرسيدم



-مگه تو نمياي ؟!



نيم نگاهي بهم انداختو سرد گفت



رايان:نه



-راجع به پيشنهادم فکر ميکني ؟!



کدوم پيشنهاد



کلافه پوفي کردمو گفتم



-اينکه بذاري کمکت کنم




romangram.com | @romangram_com