#احساس_عجیب_پارت_139
-همه چيو ....
ناباور بهم نگاه کرد ...با صداي عصباني ولي آهسته اي گفت ...
-کي بهت گفت ؟
جوابشو ندادم ...الان چي بهش بگم ؟
فرصت فکر کردن نداد و عين يه ببر زخمي عربده کشيد
-بهت ميگم کي بهت گفت ؟؟؟
نگاهش انقدر عصباني و وحشتناک شده بود که نتونستم زل بزنم توي چشماش ...
نگاهمو ازش دزديدم و صورتمو برگردوندم ...
طولي نکشيد که چونه ام اسير دستهاش شد ...
صورتمو به شدت برگردوند سمت خودش ...
بهش نگاه کردم ....
توي صورتم غريد
romangram.com | @romangram_com