#احساس_عجیب_پارت_108
سلامي کرد که بيحوصله جوابشو دادم .
.
آدامسشو باد کرد و گفت
-چته ؟
با انگشتم آدامسشو ترکوندم و گفتم
-باز اين پسره ي احمق اعصابمو ريخته به هم
چرا مگه چيکار کرده
خودمو روي مبل پرت کردم و گفتم
-اين سر تا پاش مشکوکه معلوم نيست خلافکاره دزده قاچاقچيه
تک خنده اي کرد و گفت
romangram.com | @romangram_com