#دوست_دخترم_میشی_پارت_86

-نه من جایی رو در نظر ندارم... خودت هر جایی می خوای برو...

-تعجب می کنم تو که با این همه پسر دوست بودی چجور یه جایی رو در نظر نداری؟؟؟

ای بابا باز این حرفو زد... میبینم که باز شاد و شنگول شده و شروع کرده به نیش و کنایه زدن... بزنم فکشو... استغفرالله

-نه اخه می دونی نمی خوام برم جاهای تکراری.. یعنی جاهایی که با اونا رفتم... تو خودت جایی که در نظر داری برو..

و به این ترتیب اون دهن گشادشو بستم هه

جایی نگه داشت که تا بحال نیومده بودم... خوبه... عاشق این جور مکان ها بودم... لبخند زدمو به دورو برم نگاه کردم..

برگشتم به طرفش و با همون لبخندش گفتم:

-اینجا می خواییم ابگوشت بزنیم به رگ؟؟؟

قهقهه زد و گفت:

-چه باحال گفتی ابگوشت بزنیم به رگ... نمی دونم.. فرقی نداره کباب یا ابگوشت... یه حسی بهم گفت تو هم مثل من اینجور چیزارو دوست داری...

-حست درست گفته.. عاشق اینجور جاها و ایجور غذاهاس...

چشمکی زد و گفت:


romangram.com | @romangram_com