#دوست_دخترم_میشی_پارت_85

-جدی تمومشون کردی یا منو سرکار گذاشتی؟؟

-ای بابا .. این کجاش تعجب داره؟؟؟ خب معلومه تمومش کردم.. فک نکنم دیگه هیچ مشکلی داشته باشه.. خودتم یه بار بررسیشون می کنی...

-ایول داری دختر... پس چرا منتظریم؟؟ بریم دیگه... من که دارم میمیرم از گشنگی وقت اداری هم که دیگه تمومه..

-باشه مشکلی نیست.... می تونیم بریم...

خیلی شادو شنگول بود... اخ چه حالی میداد اگه حالشو می گرفتم....

بخاطر این حرفم به خودم تشر زدم..

اخه محی مگه دلت میاد؟؟؟ خودتم می دونی که نه.... حرفایی میزنیا...

اما خداییش خودم هم داشتم از گشنگی معدع درد می گرفتم...

دیوونه از صبح به من چیزی نداده. فقط کار کشیده ازم (محی خیلی لوس شدی اینو بگم.. مهناز تو حرف نزنی نمیگن لالی :| )

سوار ماشینش شدیم و به راه افتادیم.. اولین بار بود که سوار ماشینش می شدم... ماشینش پژو 206 صندوق دار بود... خوشم میاد پولداره اما برای نشون دادن خودش از اون ماشینای گرون قیمت نخریده..

-خب به نظرت کجا بریم؟؟ تو جایی رو در نظر داری؟؟

با این حرفش به طرفش برگشتم...


romangram.com | @romangram_com