#دوست_دخترم_میشی_پارت_80

. معلوم بود که تو گفتنش تردید داره..

-چون میشه گفت ما دو تا شبیه همیم... البته از این گفتم منظوری ندارم... اشتباه برداشت نکن.. تو خودت هم دلیلی داری حتما برای داشتن دوست پسرای مختلف و خودت هم گفتی که با هیچ کدومشون بیشتر از چند روز نمی مونی.. منم مثل تو دوست دخترای زیادی دارم.. خودت اینو بهتر از من می دونی.. بخاطر این میگم که ما می تونیم همدیگرو بهتر درک کنیم...

می تونم بگم دلم گرفت.... خیلی هم گرفت...

همینطوری که انتظار حرفای قبلیشو نداشتم انتظار این حرفاشم نداشتم.... چطور می تونست منو شبیه خودش بدونه؟؟ واقعا چطور؟؟

من نمی گم با نامحرم صمیمی نشدم.. چرا صمیمی هم بودم اما با یه ادم غریبه نه.. با فامیلام.. با ادمای نزدیک...

اما هیچ وقت جلوی یه نامحرم سرمو باز نزاشتم .. حتی روز مهمونی یه شال انداخته بودم... اونوقت این...

اونوقت این خودشو با من یکی میگیره... حالم خیلی بد بود... اما نه من باید اروم میشدم... تقصیر خودم بود.. چرا سپهرو تقصیر کار می دونم.. محیا خودتم می دونی که این تقصیر خودت بود.... سپهر هیچ وقت به تو تهمت نزد.. تو این حرفارو گفتی.. درسته به اجبار گفتی اما خودت گفتیش...پس کسی رو غیر خودت سرزنش نکن..

خودت باعث شدی که این حرفا بهت گفته بشه... پس محکم باش و به کارت ادامه بده...

زیر چشمی دیدم که سپهر انگاری خیلی ناراحته.. باید حرف اخرمو می گفتم:

-باشه...

وقتی این حرفمو گفتم سرشو بالا اورد...

-قبوله.. حرفاتو قبول دارم.. و قبول می کنم که برات یه دوست باشم.. اما فقط یه دوست ساده... بنا به گفته ی خودت برای درک کردن هم... اما حق دخالت تو چیزای خصوصی رو نداری... چون تو فقط یه دوستی.. مثل بهارم نمی تونی باشی.. اون دوست 5 ساله ی منه..


romangram.com | @romangram_com