#دوست_دخترم_میشی_پارت_185

-بیا اینم اون چیزی که می خواستی.. واقعا یعنی نمی دونم چی بگم بهت امیر .... منو مسخره کردی کاملا..

از جاش بلند شد و دفترچه رو برداشت.. داخلشو نگاه کرد و سوتی زد..

سپهر چشم غره ای به امیر رفت..

امیر-چیه؟؟؟ چرا اون طوری نگاه می کنی؟؟ والا دوست دخترای کل زندگی منو بشمری یک صدم دوست دخترای یه ساله تو هم نمیشه.. نگا .. نچ نچ..

-خب حالا.. اینارو خواستی که اینارو بگی؟؟؟

-اره.. یه چیزی مثل همین...من لیست دوست پسرای محیا رو هم دراوردم.. خواستم بهت نشون بدم...

سپهر با شنیدن اسم محیا گوشاش رو تیز کرد...

-محیا؟؟؟

-بله لیست دوست پسرای محیا... می خوای بدونی چقدرن؟؟؟

سپهر پوفی کشید...

-بفهمم چی میشه... فقط اعصابم رو میریزه بهم.... اون دفترچه رو ازم خواستی تا فقط اینو بگی... به اون لیست احتیاجی ندارم...

خواست از اتاق بیرون بره که امیر علی جلوش رو گرفت:


romangram.com | @romangram_com