#دوست_دخترم_میشی_پارت_137
همیشه که می خوام بخوابم باید 5 ساعت بشینم و به کل اتفاقا فکر کنم تا شاید خوابم بگیره... کلا همه چیزم پیچیدس...
بعضا وقتا از خودم بدم میاد که به خدا ناشکری می کنم... اما دست خودم نیست.. همیشه باید یه جوری خودمو تخلیه کنم...
بیخیال این فکرا.. بخوابم که فردا خیلی روز سختی رو در پیش دارم..
@سپهر@
یقه ی کتش رو درست کرد و با لبخند به خودش تو اینه نگاه کرد... شاید هیچ روزی تا این حد خوشحال و هیجان زده نبود.. امروز مطمئنا قرار بود اتفاق خوبی بیفته که احساس خوشحالی می کرد...
در حال بررسی خودش بود که از پپشت صدایی اومد:
-به به... خان داداش... میبینم که خوب به خودت رسیدی.. والا می ترسم بد ضد حال بخوری... میگم یکم کم تر به خودت برس..
به طرف امیر علی برگشت.. چشمکی زد و جواب داد:
romangram.com | @romangram_com