#دوست_دخترم_میشی_پارت_125
هوففف من فردا رستوران چیکار کنم؟؟ با چه دوست پسری برم؟؟؟؟؟ ای خدا
یه جرقه ای تو ذهنم زده شد .... رستوران... چرا فکرشو نکردم..
جوری بهارو صدا کردم که پرید...
-چیه؟؟ چی شده؟؟؟
-بهاااار من یه چیزی به ذهنم رسید... میگم ما می تونیم بریم از گارسون یه رستوران هم این درخواستو داشته باشیم... به قول تو شنیدم که گارسونای رستوران هم خوشتیپن.. حالا چی میگی؟؟
-ایول.. این چرا به ذهن من نرسید؟؟؟ دقیق.. فقط باید خوش پوش باشه ها... تر و تمیز... البته نگران اونجاش نباش...
-من نگران تر و تمیز و خوش پوش بودنش نیستم.. فقط این سپهرو دک کنم واسم کافیه..
-هی از دست تو... خب برو یه دفعه ای بگو من دوست پسر ندارم دیگه.. نه نه نه .. تو غلط می کنی .. باید تا اخرش بری..
با دهن باز بهش نگاه کردم..
-بهاار؟؟ خود درگیری داری؟؟؟ ای بابا... عجبا..
-از دست تو... ببین من یه رستوران معروف میشناسم که تعداد گارسوناش زیاده.. می تونیم اونجا بریم.. اولش به بهونه ی غذا خوردن میشینیم اونجا.. الانم که وقت شامه.. بعد مخ یکی از پسرای اونجارو میزنیم.. فکر خوبیه نه؟؟ البته مخ زدن از اون نظر نمی گما.. از این نظر.. این که قانعش کنیم تا نقش بی اف تورو بازی کنه..
-می دونم از کدوم نظر میگی.. نمی خواد خودتو واسم توجیه کنی.. بیا بریم تا دیر نشده.. اما خودت جورش می کنیا.. همون که قبل گفتم.. من نمی تونم..
romangram.com | @romangram_com