#دوست_دخترم_میشی_پارت_121

-نه باو... اگه بخواد سیریش بازی دربیاره خودم سرشو می کنم تو اب... تو نگران اونش نباش..همه چیزو یک به یک بهش میگیم... فقط یه چیزی اینکه باید خوشتیپ باشه.. حتی از سپهر هم خوشتیپ تر... خلم باشه اشکالی نداره... فقط بتونه حرفایی که ما بهش میگیم رو طوطی وار بگه..

-بهار تو واقعا حالت خوبه؟؟؟ ما هیچ وقت ادمی با این مشخصات پیدا نمی کنیم.. خودشم از کجا می خواییم پیدا کنیم؟؟

-من چه بدونم... از یه جایی پیدا می کنیم دیگه.. مثلا می تونیم بریم یه چند تا شرکت رو بگردیم منشی های مرد رو برای یه روز قرض بگیریم... می دونی من شنیدم منشی های شرکت خیلی جیگرن.. البته به چشم برادری..

-هوف بهار.. تو حالت خوب نیست.. واقعا خوب نیست..

-من خیلی هم حالم خوبه.... یکم منطقی فکر کن.. دیگه از کجا گیر بیاریم؟؟ هوم؟؟؟؟؟تو خودت یه ادم خواستی منم بهت میگم ...

-باشه عصبانی نشو.... بیا بریم به این شرکت هایی که میگیم... فقط من بگم خودت همه چیرو جور می کنیــــا.. من جرئتشو ندارم..

دهنشو کج کرد و گفت:

-نترس... خودم درستش می کنم... تو از پس هیچ چیز برنمیای... واس چزوندن سپهر ببین می خواد چیکار کنه..

دیگه یواش یواش واقعا داشت گریم می گرفت..

-بهــــار خواهش می کنم.. من به حد کافی حالم بد هست.. تو بدترش نکن... فقط کمکم کن.. فقط همین..

-باشه.. بریم... هعــــــی بریم که قراره سرنوشتمون مشخص شه.. اونم چه سرنوشتی..

به ساختمون یه شکرت که رسیدیم اب دهنمو صدارار قورت دادم.. یا خدا... فک کن من برم به منشی این شرکت بگم بیا نقش دوست پسرمو بازی کن.. من غلط کردم..


romangram.com | @romangram_com